برف
امروز اولین برف امسال رو توانستم با تمام وجود حس کنم .اولین برف سال 88 و بار دیگر تهران!
نزدیک ظهر بود هوا مثل همیشه . دانه دانه در آفتاب نیمه جان زمستانی باریدن گرفت و اثری از باریکه های نازک خورشید باقی نگذاشت.
حس خوبی داشت ، با اینکه هیچ وقت از زمستان و سرمایش خوشم نیامده ولی برف حسابش از بقیه جداست.
زیر بارش بی انتهای برف بی اختیار یاد این دوبیتی می افتم که اولین بار از زبان محمد واعظی عزیز در حوزه هنری شنیدم ، می گفت شاعرش را نمی شناسد ولی "هر کجا هست خدایا به سلامت دارش "
نزدیک ظهر بود هوا مثل همیشه . دانه دانه در آفتاب نیمه جان زمستانی باریدن گرفت و اثری از باریکه های نازک خورشید باقی نگذاشت.
حس خوبی داشت ، با اینکه هیچ وقت از زمستان و سرمایش خوشم نیامده ولی برف حسابش از بقیه جداست.
زیر بارش بی انتهای برف بی اختیار یاد این دوبیتی می افتم که اولین بار از زبان محمد واعظی عزیز در حوزه هنری شنیدم ، می گفت شاعرش را نمی شناسد ولی "هر کجا هست خدایا به سلامت دارش "
زمستونه هوا سرده ، دمش گرم
تنم بد جوری یخ کرده ، دمش گرم
تو قاموس خدا لوطی گری نیست
خدا نامرده نامرده ، دمش گرم
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۹/۱۲ ساعت توسط محمد جعفری
|
گاهی سراغ مرا از خودم بگیر