هفتاد و دو خورشید
از کوفه به کربلا پناه آوردی
شش ماهه شهید، همچو ماه آوردی
قرآن خدا را که جوابش کردند
هفتاد و دو خورشید گواه آوردی

از کوفه به کربلا پناه آوردی
شش ماهه شهید، همچو ماه آوردی
قرآن خدا را که جوابش کردند
هفتاد و دو خورشید گواه آوردی

فراخوان پنجمین جشنواره ادبی قند پارسی
شکرشکن شوند همه طوطیان هند زین قند پارسی که به بنگاله می رود
هنر و ادبيات در فرهنگ سرزمین ما جايگاه بسيار رفيع و درخشاني دارد. به ویژه وقتي كه اين هنر فطري با مضامين معرفتي و اجتماعي در ميآميزد و با برانگيختن فطرت پاك انساني از طريق قالبهاي هنري و ادبي، انسانها را به سوي مفاهيم والاي ارزشي و فرهنگ کهن فارسي ـ اسلامي ما هدایت می کند و تحول آفرين میشود.
خانه ادبیات افغانستان در همین راستا پنجمین جشنواره ادبی قند پارسی را در دو بخش آزاد و ویژه برگزار میکند. شرکتکنندگان ساکن ايران، افغانستان و ديگر کشورها میتوانند آثار خود را تا پايان ماه قوس (آذر) 1388 تنها از طریق پست الکترونیک (ایمیل) به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند. در ضمن، شاعران و نويسندگان ميتوانند در هر دو بخش جشنواره شرکت کنند.
در هر بخش، به سه اثر برتر، به رسم يادبود، جوايزي اهدا خواهد شد. مراسم پایانی پنجمين دوره جشنواره ادبی قند پارسي در تهران برگزار میشود.
الف) بخش آزاد (ویژه جوانان):
این بخش در دو رشته شعر و داستان کوتاه برگزار میشود و فقط جوانان زیر 30 سال میتوانند در آن شرکت کنند.
ب) بخش ویژه (ادبیات پایداری):
بخش ویژه در رشتههای شعر، داستان، خاطره و مقالههای تحقیقی در زمینه ادبیات مقاومت برگزار میشود و محدودیت سنی ندارد. این بخش، ویژه ادبیات مقاومت و پایداری در افغانستان است.
ج) بخش قدردانی از پدیدآورندگان کتاب در موضوع پایداری:
علاقه مندان با کتاب های چاپ نشده در موضوع مقاومت و ادبیات پایداری نیز می توانند در این بخش شرکت کنند. در این بخش، با قدردانی از پدیدآورندگان سه اثر برتر، کتاب های شان نیز از سوی دبیرخانه جشنواره منتشر خواهد شد.
شرایط:
1. هر یک از آثار ارسالی، حداکثر از 20 صفحه بیشتر نباشد.
2. آثار کنوني به دورههای پیشین جشنواره، فرستاده نشده باشد.
3. در بخش شعر، کمتر از 3 و بیشتر از 5 شعر پذیرفته نمیشود.
4. در بخش داستان، بیش از 2 داستان ارسال نشود.
5. آثار باید با فرمت word و تنها از طریق پست الکترونیک (ایمیل) و به شکل فایل ضمیمه ارسال شوند.
6. نشانی پست الکترونیک (ایمیل) دبیرخانه جشنواره به این شرح است:
ghandeparsi_5@yahoo.com
مبارک بادت این عید و همه عید
1
در خمّ غدیر خاک آدم گل شد2
هر کس که بر او نبیّم و آقایم3
تا عشق علی را به دلم جا دارمزمستونه هوا سرده ، دمش گرم
تنم بد جوری یخ کرده ، دمش گرم
تو قاموس خدا لوطی گری نیست
خدا نامرده نامرده ، دمش گرمدوباره فال و ، حافظ گفت خوب است!
شدم خوشحال و حافظ گفت خوب است
هــــــزار اما و افسوس و اگر داشت
هزار اشکال و ... ،حافظ گفت خوب است
تُن گرم صدایش فرق دارد
شبیه یک دوبیتی ساده است و
غزل گفتن برایش فرق دارد
لبش با خنده ای پیوند خورده
نگاه آشنایش فرق دارد
خدای چشم هایش نازنین است
خدای چشم هایش فرق دارد
دلی که عاشقش شد کفر گوید
دلیلش با چرایش فرق دارد
هزاران آدم از حوا سرودند
ولی لیلا هوایش فرق دارد
که او لیلای من ، زیبای شهراست
از این رو ماجرایش فرق دارد.
...
هزاران سال بعد از من
که حتی استخوانم را نمی یابند بین خاک
شبی چون کور سوی گور
که وحشت چنگ بر جای جای خالی اندام ذهنم می کشد آرام...
میان خلسه های گنگ و ناهنگام مردی از تبار شاعری گمنام
شاید من!
سر می آورم بیرون.
هوا تفتیده و دلگیر..
شب از هر سوی دامنگیر..
می پرسم:چرا اینجا...؟
میان صحبتم آهسته می گوید:" همیشه آسمان این جا همین رنگ است"
می گویند:
که نفرین کسی از سالیان دور ،
هزاران سال شاید پیش!
گریبانگیر این شهر نفس فرسای چون سنگ است،
در جنگ است...
چرا نفرین؟!
دلیلش را نمی دانم دقیق اما
گروهی قصه می گویند: که طوفان دست او را در شبی تاریک ، در این شهر
از دست معشوقش جدا کرده....
نثار بادها کرده....
***
کمی چشمم به تاریکی که عادت می کند،
می بینمش بهتر!
نگاهی آشنا دارد
همین دیروز گویا دیده ام او را
درون شعر هایم...
وقتی از معشوقه ای زیبا سخن می گفت....
وقتی از چشم
از نگاه
از روسری
از پیرهن می گفت....
وقتی از طوفان آن شب
از کفن می گفت...
باز می پرسم...؟
و او انگار می داند
و باز آهسته می گوید:
هزاران سال پیش از من....