سارا انار دارد
.
"سارا انار دارد" ده بار مینویسد ، با اینکه ذره ای هم باور به آن ندارد
در خط بعد " بابا "نان داد " و " آب آورد" ، او که بدون بابا میلی به نان ندارد
بابا که سال ها پیش از یاد روستا رفت، در ذهن خانه پوسید ، بی درد و بی صدا رفت
حالا چهار سال است عکسیست رو دیوار، عکسی که نام او را روی زبان ندارد
رج می زند دلش را با نقش های قالی ، در تار تنگدستی، با پود بی خیالی
در خانه ای که سرد است از شور کودکانه، با مادری که جز او در این جهان ندارد
"سارا انار..." : بس نیست ! خانم انار تلخ است ، سارا گناه دارد
غیر از دو چشم بیدار، هر روز و شب فقط کار، جز خستگی بسیار ،" نا" در توان ندارد
.
این جمله اشتباه است ، خط می زنیم آن را. از ابتدا دوباره این طور می نویسیم:
"سارا انار دارد" ده بار مینویسد ، با اینکه ذره ای هم باور به آن ندارد
در خط بعد " بابا "نان داد " و " آب آورد" ، او که بدون بابا میلی به نان ندارد
بابا که سال ها پیش از یاد روستا رفت، در ذهن خانه پوسید ، بی درد و بی صدا رفت
حالا چهار سال است عکسیست رو دیوار، عکسی که نام او را روی زبان ندارد
رج می زند دلش را با نقش های قالی ، در تار تنگدستی، با پود بی خیالی
در خانه ای که سرد است از شور کودکانه، با مادری که جز او در این جهان ندارد
"سارا انار..." : بس نیست ! خانم انار تلخ است ، سارا گناه دارد
غیر از دو چشم بیدار، هر روز و شب فقط کار، جز خستگی بسیار ،" نا" در توان ندارد
.
این جمله اشتباه است ، خط می زنیم آن را. از ابتدا دوباره این طور می نویسیم:
از دار داشتن ها جز غصه و غم و درد ، سارا ستاره ای هم در آسمان ندارد
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۰/۲۱ ساعت توسط محمد جعفری
|
گاهی سراغ مرا از خودم بگیر