یک غزل
می خواهیم چگونه ببینی ، که آن شوم
اصلا بگو ، تو هرچه بگویی همان شوم
لبیک لا شریک لبانت به غیر من
در لحظه های دوری تو نیمه جان شوم
باید چنان به اسم تو ایمان بیاورم
تا باعث حسادت اطرافیان شوم
این حرف ها که حرف دل هر غریبه ایست
باید کمی دقیق تر از دیگران شوم
یعنی برای چایی داغت دم غروب
جرات کنم ، بسوزم و چون استکان شوم
دیگر بس است شاعری و بعد از این غزل
باید برای زندگیت داستان شوم
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۱/۲۹ ساعت توسط محمد جعفری
|
گاهی سراغ مرا از خودم بگیر