روزهای آخر سال است


سالی از خاطرات آکنده


با تمام بدی و خوبی هاش


چند روزی به آخرش مانده

 

 

حس دلشوره است یا هر چیز


خاطرم را کمی می آزارد


وای! رد شد دوباره یک سال و...


"زندگی مان نتیجه ای دارد؟ "

 

 

این سوال و شبیه این ها را

 
از خودم سال ها ست می پرسم


یا به پاسخ نمی رسم آخر


یا که از پاسخش همیشه می ترسم

 

 


خستگی روی شانه ام مانده


چهره ام پیر می شود کم کم


زندگی سخت می شود گاهی


از خودش سیر می شود آدم

 

 

شاید این... نه ! دلیل خوبی نیست


چیز هایی برای شادی هست


حس بودن کنار نزدیکان


از قدیم ، از گذشته یادی هست

 

 

مادرم عید سبزه می کارد


خانه را از غبار می روبد


قاب عکسی پر از گل رز را


روی دیوار خانه می کوبد

 

 


لحظه ای فکر می کنم با خود


زندگی هر چه هست زیبایی ست


خنده وقتی که روی لب باشد


همه چیز جهان تماشایی ست