امسال هم نشد که بیایم به دیدنت . شرمنده یا رضا که چنین بی لیاقتم
کی می طلبی ؟ راهی مشهد بشویم
مهمان خجالت زده ی بد بشویم
با پای پیاده و دلی شرمنده
از بین خیابان حرم رد بشویم
تا پر بکشد کبوتر دلهامان
ما نیز کبوتران گنبد بشویم
کی می طلبی گدایی ات را بکنیم
از خواهش تن دوباره مرتد بشویم
تا لایق یک دانه ی ارزن حتی
یا هر چه که از دست تو آمد بشویم
لبریز گناهیم ولی محتاجیم
ما را بطلب حاجی مشهد بشویم
گاهی سراغ مرا از خودم بگیر