متن فوق رو وقتی برای بعضی از دوستان می خواندم  عقیده داشتند که بحر طویل


یک قالب کهن و قدیمی ست و استفاده از آن زیاد کاربرد ندارد. ولی به عقیده خودم


گاهی سر زدن به این پیشینه های کهن و تکاندن خاک آن ها خالی از لطف نیست.


تجربه ای در این قالب ادبی تقدیمتان:








کم کمک بوی بهار از سر هر کوچه و دروازه و دیوار و بساطی که به هر گوشه

بازار شده پهن می آید به مشام و خوشا آنکه شرایط شود آنگونه مساعد که به قول

خوش آن گفته معروف برایش همه ایام به کام و در این بین دلش جای غم و غصه

نباشد.


ولی زمزمه عید که از راه می آید همه از دیده تایید بر آن حکم نرانند ،  در این بین

دو نوعند ، گروهی نه فقط دور و بر عید که هر ثانیه از سال خوشند و لب خندان و

اگر مشکلکی نیز بپیچد به پر و پاچه ی شان ، مشکل آسان که به یک بسته صد

تایی سبز آبی خوش رنگ ، عملی را که برای تو و من خارق العاده ست چنان ساده

و ممکن بنمایند براشان که اندر کف این معجزه یا شعبده انگشت به لب برده و در

فکر بمانی!


و همین گونه کمیاب ! که نه! حداقل در دوسه تا کوچه اطراف محلی که در آن خانه

مان است به اندازه انگشت دو تا دست، فراوان و زیادند و این گونه خطابیدنشان هیچ

برازنده ی شان نیست.


دم عید و خریدش که می آید ، چنان دست به جیبند که کف گیر و ته دیگ دو تا

واژه موهوم و غریبه ست براشان ، به گمانم که خدا داشته اندازه ده نسل هواشان که

چنین ریخته نعمت جلوی دیده و پاشان!


و اما 


گروهی که به حق فطّ و فراوان و زیادند و اگر لاف نیاییم گَهی زنده به بادند! همیشه

ِگرُوِ هشت و نه و ناله و دادند و این موقع هر سال به جای خوشی آمدن عید ، چنان

دلخور و نومید ، دچارند به افسردگی و شکوه و تردید ، میان دوی ضربدر دوی

دخلی که همان چندر غاز است و اگر هیچ نخواهند نمایند سرش را به فلک می کشد

از فرط گرانی . و صد البته نق و غرغر زن جای خودش را وسط معرکه دارد که

اگر جوش بیارد سر آن شوهر بی چاره یقینا ، با همان لنگه کفشی پریروز ، به صد

حیله و زور و کلک و دوز ، چل و چند هزاری سر آن جیب تکانده ست ، نشان

خواهد رفت.


ولی عید به این وصف و به این حال ، به این شیوه و منوال و این دقت و اشکال ،

نه امروز که صد دوره و صد سال ، والبته کمی نرم تر از حال ، چنین بوده و بوده

ست . مهم ساختن و خنده به لب  نقش گرفتن وسط مشکل و سختی ست که چون

رویش هر برگ درختی ست در آغاز بهاری دگر از گردش ایام.